فانوس سوخته

برایم ماه را بیاور ...

دل از زندگی میکنم و بی توجه به همه ی آرزوهایم ازدواج میکنم ... شاید آنطور که در ذهنم رویایی را داشتم نه .. بااغماض خوشبختم 

خیلی حرف هارا  نشنیده میگیرم خیلی رفتارها رابه روی خودم نمی آورم خیلی درد هارا در دل خودم میریزند خیلی تحمل میکنم 

شاید کمی آرامش داشته باشم

اما عجیب جای نبودن خانواده ام تیر میکشد و زبانه میکند سمتم

۱۳٩٥/۱٠/۱٩ ٩:٥٤ ‎ب.ظ یک پری کوچک نظرات () |